زندگىهاى پیشین، زندگیهاى پسین

همین الان دلم میخواست هرجا باشم جز اینجا
مثلا یه گربه تو کوچه که داره آشغالا رو پاره میکنه تا به یه تیکه خوشمزه برسه یا یه لیدر تور که هزار بار یه مکان و درحد تهوع معرفی میکنه یا یه خواننده مرد با سیبیل تو سبک قیافه ی جهاندار که عشقش که موهای مشکی و ابروهای پیوسته داشته تو جوونی ولش کرده و اینم زیر سی و سه پل آواز میخونه، مثلا اسمشم زهره بوده.همون آهنگ زهره آن روزی که بودی در کنار من...
یا مثلا یه گارسون تو ایتالیا تو رستورانی که فقط پاستا سرو میکنه و دندوناش وقتی وقتی میخنده میدرخشن و شب با یکی از مشتریا میخوابه.
دوس داشتم همه ی اینا بودم جز همینی که الان هستم
حداقل اینو مطمئنم هیچ کدوم از اینا به اندازه خوندن آناتومی پروستات مزخرف نیست.
نظرات 4 + ارسال نظر
الهام پنج‌شنبه 22 مرداد 1394 ساعت 00:20

در نبرد بین روزای سخت و آدمای سخت
این آدمای سختن که می مونن نه روزای سخت
تموم میشه دوست من
نگران نباش

تراویس چهارشنبه 21 مرداد 1394 ساعت 20:57 http://travisbickle.blogsky.com/

میشه گربه تو آشغالها تو باشی و من گارسون ایتالیایی؟؟؟؟؟؟

تبسم سه‌شنبه 20 مرداد 1394 ساعت 16:44 http://tabasomshadi.blogsky.com

اناتومی پروستات :))
اسمش که قشنگه. نظر تخصص ایم در همین حد بود چیزی از اناتومی پروستات نمی دونم.

آنا سه‌شنبه 20 مرداد 1394 ساعت 10:12 http://aamiin.blogsky.com

آها ..

امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.